آرشیو ایستای عرصه سوم · Static preservation archive
عرصه سوم

نظام ریاستی یا پارلمانی؛ گره جای دیگری است

نظام ریاستی یا پارلمانی؛ گره جای دیگری استدرصحن-یادداشت سردبیر: «تصور کنید انتخابات ریاست جمهوری سال 96 است. روحانی کاندیداست، احمدی‌نژاد هم اعلام کاندیداتوری کرده. فضای دو قطبی در کل کشور شکل گرفته، چه تصوری دارید؟ به احتمال زیاد همان اتفاقات سال 88 دوباره تکرار می‌شود. تنش کشور را در بر میگیرد. به همین دلیل آقای خامنه‌ای بحث تغییر ساختار نظام از ریاستی به پارلمانی را مطرح کرده است. چون در نظام پارلمانی تغییر دولت کم هزینه‌تر است. حتی مجلس می تواند سالی یکی دوبار، دولت عوض کند.» این اظهارات صریح و روشن اسماعیل احمدی مقدم، فرمانده پیشین نیروی انتظامی ایران است. رویدادهای پس از انتخابات سال 88، به شدت حکومت را نسبت به تکرار چنین حوادثی نگران کرده است. تکرار کلمه «فتنه» در سخنرانی‌های هر روزه حاکمان نشان می‌دهد که جنبش سبز خلوت آقایان را به کابوسی تلخ مبدل کرده و هنوز آنها دل واپس تکرار وقایعی هستند که تحمل‌اش را خارج از ظرفیت نظام می‌بینند. آیا تغییر ساختار سیاسی از ریاستی به پارلمانی، به دل‌مشغولی‌های حاکمان پایان می‌دهد؟ آیا مشکل در شکل ساختار حکومتی است؟ سخنان احمدی مقدم، اشاره به اظهارات رهبر ایران در جمع دانشگاهیان کرمانشاه، در پاییز سال 90 دارد، که گفته بود: «در شرايط فعلي نظام سياسي کشور، رياستي است و رييس جمهور با انتخاب مستقيم مردم برگزيده مي شود که شيوه خوب و موثري است اما اگر روزي در آينده احتمالا دور، احساس شود که نظام پارلماني براي انتخاب مسوولان قوه مجريه بهتر است هيچ اشکالي در تغيير ساز و کار فعلي وجود ندارد.» حال فرض کنید پیش از انتخابات سال 96 و قبل از کاندیداتوری مجدد حسن روحانی و محمود احمدی نژاد، شورای بازنگری قانون اساسی به دستور رهبر ایران تشکیل جلسه و رای به تغییر ساختار سیاسی ایران از نظام ریاستی به نظام پارلمانی داد. نتیجه چه خواهد شد؟ بسیاری از نظام های دموکراتیک دنیا، ریاستی و بسیاری دیگر پارلمانی هستند. تغییر دولت در هر دو نظام سیاسی، به شیوه ای دموکراتیک، تعریف شده است. یا مردم مستقیم با شرکت در انتخابات، رئیس دولت را برمی‌گزینند و یا پارلمان به نمایندگی از مردم، دولت را انتخاب می‌کند. در هر دو سیستم، تغییر دولت، مکانیزمی دموکراتیک دارد و چالش هایی که کم و بیش در ایام تغییر دولت، در این کشورها رخ می‌دهد، کمتر به مرحله بحران می رسد چرا که: در چنین نظام‌هایی، چه ساختار ریاستی باشد چه پارلمانی؛ انتخابات نه تنها دغدغه آفرین، بلکه فرصتی است برای افزون سازی مشروعیت قدرت و مراجعه به آراء عمومی برای تداوم یا تغییر سیاست های خرد و کلان حکومتی. تغییر نظام سیاسی ایران از ریاستی به پارلمانی، درست است که چالش‌های انتخاباتی را ممکن است کمتر کند، ولی بیش از آنکه به توسعه نظام سیاسی ایران منجر شود، پروسه تبدیل جمهوری اسلامی به حکومتی کاملا دیکتاتوری و خودکامه را، تکمیل می‌کند. در این حالت، چالش‌های هر ازگاهی و مقطعی، جای خود را به حرکت های انقلابی و براندازانه خواهد داد.